راه برونرفت از این چرخه غیرمنطقی، تنها از طریق تدوین راهنماهایی در سطح کشور و در حوزههای مختلف بیماری، قابل تحقق است. این راهنماها باید براساس دیدگاه جمعی متخصصان، اساتید دانشگاهی، انجمنهای علمی و نهادهای بیمهگر شکل بگیرند و بهگونهای باشند که هم اقتضائات علمی و پزشکی را در نظر بگیرند و هم نیازها و اولویتهای واقعی کشور را منعکس کنند. چنین راهنماهایی میتوانند مرجع تصمیمگیری برای میزان و نوع پوشش بیمهای باشند و از رفتارهای پراکنده یا سلیقهای در تجویز خدمات جلوگیری کنند. در کنار این رویکرد سیاستگذاری، کشور بهطور جدی نیازمند ایجاد سامانه ملی یکپارچه سلامت است؛ سامانهای که تمامی اطلاعات پزشکی وآزمایشگاهی افرادرا درسطح ملی بهصورت قابل دسترسی و منسجم در اختیار پزشکان و مراکز درمانی قراردهد.درنبودچنین سیستمی،بیماران اغلب با تکرارغیرضروری آزمایشها مواجه میشوند، فقط به این دلیل که پرونده پیشین آنها در دسترس پزشک جدید نیست. نتیجه این تکرار، صرف منابع بیمه در جایی است که ضرورتی ندارد و افزایش بیرویه هزینههای درمان برای نظام سلامت کشور.نکته کلیدی آن است که هرهزینه اضافی در نظام سلامت،فرصت هزینهکرددربخشهای حیاتیتر راازبین میبرد.اگر بتوانیم هزینههای غیرضروری را با استفاده از راهنماهای علمی وسیستمهای هوشمند حذف کنیم، منابع بیمه به شکلی مؤثرتر در بخشهایی که واقعا نیاز دارند، مصرف خواهد شد. هدف نهایی، اصلاح الگوی مصرف بیمه، افزایش بهرهوری نظام سلامت و ارتقای عدالت در دسترسی به خدمات درمانی است؛امری که تحقق آن نیازمندهمکاری نزدیک متخصصان،نهادهایعلمی وبیمهگروسیاستگذاران حوزه سلامت است.